|
می بینمت ز دور در عمق فاجعه تکرار می شوی می آیی دست تکان میدهی و باز به سرعت طلوع تنهایی دور می شوی در مهگون فضای آرامش زندگیم چگونه می توانی فراموش شوی دوستت می دارم ستاره زندگیم با من بمان تا همیشه سر سبز من شوی + نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 22:23 توسط آذین |
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 21:51 توسط آذین |
وقتي داشتم نظرات شما دوست هاي خوبم رو مي خوندم برام جالب بود كه چرا حدود ۹۰٪ از جوانها نقش خودشون درسرنوست اين مرز و بوم رو انكار كردند.
يكي از دوستامون كه عقیده داشت اينجا انتخابات يه چيز فرمايشيه. يه عزيز ديگه ميگفت اصلا نمي دونه سياست چيه وبه نظرش شایسته سالاری در کشور ما بی معنی است. يكي ديگه فقط متن زيبا براش مهم بود جالبه بدونید اين جوانها همه تحصيلات فوق عاليه دارن كمكم مي كنيد بدونم چرا؟ من فكر مي كنم بايد در هر صورت حقمون رو از فردا بگيريم. + نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 16:17 توسط آذین |
راستي فكر مي كني: براي سربلند بودن چه باید کرد؟ اگر بخواهیم وطن را بسازیم چگونه کام برداریم؟ ابتداچه کار باید کنیم؟ چه کسی حرف های ما را همان طور که هست بلند بلند به گوش جایی که باید می رساند؟ چه کسی را باید انتخاب کرد؟ نماینده تو چه حرف هایی را باید بزند؟چه ویژگی باید داشته باشد؟ + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 15:18 توسط آذین |
غم در فضا موج می زند + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 12:59 توسط آذین |
چه استوار و مقاوم همواره پابرجاست. اين همه توانو قدرت را از كجا اورده؟ ز چه سان است كه نه از باران سيل اسا ... ادامه مطلب + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 12:38 توسط آذین |
|
| |||||